أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

684

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مىكردند . طبق انطاكى ( 211 ) آن را از صبر زرد ، انزروت ، دم الاخوين و صمغ درخت سقز به‌طور مساوى با افزودن زاج و مرجان هريك نيم جزء نيز تهيه مىكنند . قس . I , Dozy ، 845 ؛ ميمون ، 321 . اين عنوان در Picture ، 126 درج شده است . ( 2 ) . واژهء نامفهوم ؛ Picture ، 126 : الفالى . 647 . صندل 1 [ صندل ] به هندى و زنجى چندل 2 [ ناميده مىشود ] . [ صندل ] مقاصرى 3 سه‌سوكند 4 [ ناميده مىشود ] كه به معنى « تكه‌هاى خوب » 5 است ، و [ صندل ] سرخ - ركت چندن 6 . صندل به رومى گلوسطقا 7 ، نيز قلوديقى 8 [ ناميده مىشود ] . الزنجانى : اگر از مرز جنبير 9 و تومك 10 بگذرى ، به جاوه 11 مىرسى ، صندل از آنجا حاصل مىشود . حمزه [ مىگويد كه ] اين « چندل » است ؛ او باز هم مىگويد كه صندل ، « شتر كله‌گنده » است 12 . باسهل : بهترين نوع [ صندل ] - مقاصرى ، زرد ، سنگين ، چرب و نرم در مالش با دست است . آن را از ارض الذهب 13 مىآورند و آن داراى بوى خوش تند است . سپس نوع خوزستانى - تكه‌هاى بزرگ كلفت به رنگ سفيد مايل به سرخ و خشن در مالش است . داروگران اغلب اين [ نوع ] را به كار مىبرند . سپس بحيرى 14 است ، و آن چوب نازك‌تر است و به آسانى مىشكند ، رنگش مايل به زرد است و در آن چيزى مانند نخ ديده مىشود . پس از آن واقواقى 15 با چوب نازك و سفيد متمايل به سرخ است و اين بدترين نوع است . در پى آن [ نوع ] سرخ است كه بو ندارد و به نام « عنزى » 16 مشهور است و فقط در داروهاى ماليدنى و ساختن لوازم گوناگون به كار مىرود . يحيى و خشكى : بهترين نوع [ صندل ] سخت ، سنگين ، زرد ، آن‌چنان‌كه گويى زعفران ماليده‌اند ، و متراكم است . در پى آن [ صندل ] سفيد با بوى شديد معطر است . سپس صندل زرد با بوى تند است و پس از آن - سرخ كه در عطر به كار نمىرود ، آن را روى سنگ ناصاف مىسايند و روى ورم‌هاى گرم مىمالند ؛ از آن درج 17 و عتدة 18 نيز مىسازند . سپس [ نوع ] زنجى مشهور به « بخارى » است ، سخت اما بىبو است ، از آن نيز مهره‌هاى شطرنج و تاس نرد مىسازند . تمام انواع [ صندل ] را از سرزمين سفالة مىآورند . ابن ماسويه : جانشين [ صندل ] سفيد خوب ، صندل سرخ به وزن برابر و نيم وزن آن نىبوا است . اگر در داروهاى كبد و روده‌ها هر دو نوع صندل را بايد به كار برد ، آن‌گاه